چه چیزی قیمت نرمافزار را بالا و پایین میبرد؟

از سه شرکت پیشنهاد گرفتهاید و قیمتها حتی در یک رده نیستند. کدام درست است؟ احتمالاً هیچکدام «نادرست» نیستند. هر سه چیز متفاوتی را قیمت زدهاند و شما فقط نتیجهٔ نهایی را کنار هم گذاشتهاید.
این مقاله عددی به شما نمیدهد. دلیلش را در بخش یکیمانده به آخر نوشتهایم. چیزی که میدهد فهرست آن چیزهاست که قیمت را جابهجا میکند، با جهت هر کدام، تا بتوانید هر پیشنهادی را — از ما یا هر کس دیگر — بخوانید و بفهمید چرا آن عدد آمده.
ده عامل
برای هر عامل سه چیز آمده: جهتش (بالا یا پایین)، چرا، و چه کاری از دست شماست.
۱. تعداد نقشها و جریانهای کاری
کاربر «مشتری» یک تجربه دارد، «پشتیبان» یک تجربه، «مدیر مالی» یک تجربه. هر نقش صفحهها، دسترسیها و قواعد خودش را دارد. جهت: هر نقش اضافه، هزینه را بالا میبرد، و بیشتر از آنچه از بیرون به نظر میآید. شما میتوانید در نسخهٔ اول به یک یا دو نقش کفایت کنید.
۲. اتصال به سامانههای دیگر
حسابداری، انبار، درگاه پرداخت، پیامک، سامانهای که شرکت دیگری نگه میدارد. جهت: بالا، و معمولاً بیشتر از یک ویژگی با همان اندازهٔ ظاهری، چون رفتار طرف مقابل در کنترل ما نیست و مستندات آن هم گاهی کامل نیست. بپرسید: کدام اتصالها واقعاً برای روز اول لازماند؟
۳. دادهای که باید منتقل شود
اگر از صفر شروع میکنید، این عامل صفر است. اگر ده سال داده در اکسل و یک نرمافزار قدیمی دارید، بخشی از پروژه تمیز کردن و تطبیق آن است (مهاجرت داده). جهت: هرچه داده کثیفتر و پراکندهتر، هزینه بالاتر. کاری که خودتان میتوانید بکنید: پیش از شروع، یک نفر را مسئول «صحت داده» کنید.
۴. پیچیدگی قواعد کسبوکار
قیمتگذاری ساده در برابر قیمتگذاری با تخفیف پلهای، قرارداد ویژه برای هر مشتری و مالیاتهای متفاوت. تأیید دو مرحلهای در برابر زنجیرهٔ پنجمرحلهای. جهت: بالا. هر استثنا یک شرط است و هر شرط باید امتحان شود. اغلب استثناها را میشود در نسخهٔ اول با یک قاعدهٔ ساده جایگزین کرد.
۵. چند پلتفرم
وب، اندروید، آیاواس؛ هر کدام کار جداست، حتی اگر یک پایهٔ مشترک داشته باشند. جهت: بالا با هر پلتفرم، ولی نه بهصورت ساده جمع شدن. هزینهٔ اپلیکیشن را جداگانه نوشتهایم.
۶. عمق طراحی
اجزای استاندارد و ظاهر تمیز در برابر تجربهٔ کاملاً اختصاصی با حرکت و جزئیات. جهت: بالا، با اختصاصی بودن. برای ابزار داخلی معمولاً استاندارد کافی است؛ برای محصولی که مشتری با آن رقابت میکند، نه.
۷. حجم، دسترسپذیری و امنیت
صد کاربر در برابر صد هزار. سامانهای که ساعتی از کار افتادنش قابل تحمل است یا نه. دادهای که اگر لو برود قانون جواب میخواهد. جهت: بالا، و از جایی به بعد خیلی بالا. پرسش خوب این است: «اگر این یک ساعت کار نکند، چه میشود؟»
۸. قطعیت نیازها
اگر میدانید دقیقاً چه میخواهید و نوشتهاید، تخمین پایدار است. اگر در حین کار کشف میکنید، یا قیمت بازه دارد یا تغییرها جدا حساب میشوند (تغییر دامنه). جهت: ابهام بیشتر، یا قیمت بالاتر یا عدم قطعیت بیشتر. وقت گذاشتن برای توضیح نیاز ارزانترین کاهنده است.
۹. سرعت تصمیم شما
عاملی که در هیچ پیشنهادی نیست و اثرش بزرگ است. وقتی تیم منتظر پاسخ شما میماند، یا بیکار است، یا به کار دیگری میرود و بازگشتش هزینه دارد (آنچه کارفرما باید بدهد). جهت: تصمیم دیرتر، هزینه بالاتر.
۱۰. فشردگی زمان
اگر همان کار را در نیمی از زمان بخواهید، چند نفر باید همزمان کار کنند و هماهنگی خودش کار میشود. جهت: فشردهتر، بالاتر. و گاهی اصلاً ممکن نیست، به هر قیمتی.
هر پروژه کدام عاملها را بیشتر حس میکند
برای همهٔ اینها نمیشود وزن یکسان داد. بهطور کلی:
- سامانهٔ داخلی سازمانی: نقشها، قواعد کسبوکار، اتصال به سامانههای موجود و مهاجرت داده سنگیناند.
- فروشگاه آنلاین: اتصال (پرداخت، انبار، ارسال) و حجم در اوج فروش.
- اپلیکیشن موبایل: پلتفرمها، طراحی، و انتشار در فروشگاهها.
- پروژهٔ اتصال بین سامانهها: تقریباً همهاش عامل ۲ و ۸ است.
آنچه در پیشنهادها دیده نمیشود
وقتی دو پیشنهاد را مقایسه میکنید، اینها را از هر دو بپرسید. اغلب اختلاف قیمت همینجاست:
- نگهداری و پشتیبان بعد از تحویل: داخل است یا جدا؟ تا کی؟
- هاست، دامنه، مجوزها: به نام و هزینهٔ چه کسی؟
- تغییرات بعد از امضا: چطور حساب میشود؟
- آموزش و مستندات.
- هزینهای که در وقت خود شما میگذرد.
بقیه را در هزینهٔ واقعی مالکیت آوردهایم.
چرا اینجا عدد نمینویسیم
قیمت نرمافزار با دستمزد و نرخ ارز جابهجا میشود و هر دو سریعتر از ویرایش یک مقاله. عددی که امروز بنویسیم، چند ماه بعد غلط است. و عددی روی سایت یک شرکت، پیشنهاد خوانده میشود: ذهن مذاکره را قفل میکند، حتی وقتی آن عدد برای پروژهای دیگر بوده.
عدد درست از دل یک دامنهٔ مشخص و در یک گفتگو به دست میآید، با مفروضاتش روی کاغذ. شاید همین فهرست بهترین ابزار برای آن گفتگو باشد.
بردن به جلسه
قبل از مشاوره، اینها را روی یک برگ بنویسید:
- چه نقشهایی از آن استفاده میکنند؟
- با چه سامانههایی باید حرف بزند؟
- دادهٔ موجود چقدر و در چه حالی است؟
- کدام قاعدههای کاری استثنا دارند؟
- روی چه پلتفرمهایی لازم است؟
- اگر یک ساعت کار نکند، چه میشود؟
- چه کسی تصمیم میگیرد و در چه مدتی جواب میدهد؟
هر چه این برگ کاملتر باشد، عددی که میشنوید به واقعیت نزدیکتر است. و وقتی پیشنهادها رسید، مقایسهٔ درستشان از همین برگ شروع میشود.