مدیریت اطلاعات محصول (PIM) در کاتالوگهای بزرگ

تا چند صد قلم کالا، اطلاعات محصول یک مسئله نیست. کسی در اکسل نگهشان میدارد و هر از گاهی وارد سامانه میکند. مشکل جایی شروع میشود که کاتالوگ بزرگ میشود، کانالهای فروش زیاد میشوند، و چند نفر همزمان روی همان داده کار میکنند.
PIM — مدیریت اطلاعات محصول — همان لایهای است که این را حل میکند: یک جای واحد برای اطلاعات کالا، که همه کانالها از آن میخوانند.
نشانههایی که به آن رسیدهاید
قیمت یا مشخصات یک کالا در دو جا فرق دارد. سایت یک چیز میگوید، کاتالوگ PDF چیز دیگر، و اپ چیز سوم. چون هر کدام از یک فایل جدا پر شدهاند.
افزودن کالای جدید چند روز طول میکشد و چند نفر را درگیر میکند، بدون اینکه کسی بداند الان توپ زمین کیست.
نمیدانید کدام کالاها اطلاعات ناقص دارند. بدون گزارش کاملبودن، کالای بدون عکس یا بدون مشخصات فنی فقط وقتی پیدا میشود که مشتری شکایت کند.
فیلترها کار نمیکنند. چون «رنگ» در یک کالا «مشکی» است و در دیگری «سیاه» و در سومی «BLACK».
آن آخری مهمترین نشانه است، چون مستقیم روی فروش اثر میگذارد. جستجو و فیلتری که کار نکند، مشتری را از کاتالوگ بیرون میاندازد؛ در جستجوی محصول بازترش کردهایم.
چه چیزی را حل میکند
یک منبع حقیقت. اطلاعات کالا یک جا نگهداری میشود و سایت، اپ، بازارگاه و کاتالوگ چاپی همه از همان میخوانند. تغییر یک بار انجام میشود.
ساختار ویژگیها. بهجای متن آزاد، هر دسته کالا مجموعه ویژگی مشخصی دارد با نوع داده و واحد و مقادیر مجاز. «وزن» عدد است با واحد گرم؛ «رنگ» از فهرست ثابتی انتخاب میشود. همین چیزی است که فیلتر را ممکن میکند.
گردش کار. کالا از پیشنویس تا انتشار مراحلی طی میکند و در هر مرحله معلوم است چه کسی باید چه کاری کند — تیم بازرگانی مشخصات را میدهد، تیم محتوا توضیحات را مینویسد، تیم گرافیک عکس را میگذارد.
گزارش کاملبودن. درصد تکمیل هر کالا، تا بشود دید کجا خالی است.
چند کانالی. یک کالا میتواند در سایت با توضیح بازاریابی و در پرتال B2B با مشخصات فنی و کد فنی نمایش داده شود، بیآنکه دو رکورد جدا باشد.
PIM با انبار و ERP فرق دارد
خلط این سه رایج است و باعث میشود سازمانها نرمافزار اشتباه بخرند.
| چه چیزی نگه میدارد | |
|---|---|
| PIM | مشخصات، توضیح، عکس، دسته، ویژگیهای قابل فیلتر |
| انبار | چند عدد، کجا، کدام بچ |
| ERP / مالی | قیمت تمامشده، حساب، سند |
اشتراکشان فقط کد کالاست. اگر ERP شما هم فیلدهای توصیفی دارد، معمولاً برای کاتالوگ فروش کافی نیست: نه فیلد عکس دارد، نه گردش کار محتوا، نه ساختار ویژگی قابل فیلتر.
نیازی که خیلیها ندارند
اگر کاتالوگ شما چند صد قلم است، یک کانال فروش دارید و یک نفر مسئول اطلاعات کالا است، PIM جدا لازم ندارید. آنچه لازم دارید، ساختار درست ویژگیها داخل همان سامانه فروش است.
سه شرطی که با هم توجیه یک لایه جدا را میسازند: کاتالوگ از چند هزار قلم گذشته، بیش از دو کانال فروش دارید، و بیش از دو تیم روی داده کالا کار میکنند.
اگر تنها یکی از این سه را دارید، احتمالاً بهبود ساختار فعلی ارزانتر و سریعتر است.
ساختار ویژگی، بخشی که ارزشش را دارد
حتی بدون PIM جدا، این کار را انجام دهید:
برای هر دسته کالا فهرست ویژگیهایش را تعریف کنید، با نوع داده مشخص.
برای ویژگیهای انتخابی، فهرست مقادیر مجاز را ببندید. آزادگذاشتنش تضمین میکند که شش ماه بعد پنج جور نوشتن یک رنگ دارید.
واحدها را استاندارد کنید و در یک واحد ذخیره کنید؛ نمایش را میشود تبدیل کرد.
و مشخص کنید کدام ویژگیها قابل فیلترند. هر ویژگیای لازم نیست فیلتر شود و فیلترهای زیاد بهاندازه فیلترهای کم بیفایدهاند.
دادهای که از فروشنده یا تأمینکننده میآید
اگر کاتالوگ را خودتان نمیسازید و از تأمینکننده یا فروشنده میگیرید، مسئله از «سازماندهی» به «یکسانسازی» تغییر میکند.
آنچه لازم است: یک قالب ورودی مشخص، نگاشت بین دستهبندی آنها و دستهبندی شما که یک بار تعریف و بعد خودکار اعمال شود، و حداقل کیفیتی که کالا زیر آن منتشر نشود. سازوکارش را در جذب فروشنده نوشتهایم.
اگر میخواهید شروع کنید
از پرفروشها شروع کنید، نه از کل کاتالوگ. معمولاً بخش کوچکی از کالاها بخش بزرگی از فروش را میسازند؛ اگر همانها اطلاعات کامل و ساختاریافته داشته باشند، بیشتر اثر را گرفتهاید.
بعد فهرست ویژگیهای دو یا سه دسته اصلی را ببندید و داده موجود را به آن نگاشت کنید. همین تمرین معمولاً نشان میدهد داده فعلی چقدر ناهمگون است — و آن عدد، تصمیم «اصلاح ساختار فعلی یا خرید ابزار جدا» را برایتان میگیرد.